الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
142
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مجرّد در مادّه ، تصرّف روح و ملائكه - بنا بر قول به تجرّد آنها - در جسم و در مادّيات است و به هر حال اشكال مرتفع است . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم . دليل دوم : دليل دوم بر اينكه صارفى كه موجب تغيير نيّت و عوض شدن عزم انسان مىشود مستند به عالم غيب و دليل بر وجود خدا مىباشد اين است كه خطور خاطره و صارف كه از نيّت پيدا مىشود و همچنين خطور خود نيّت در قلب ، يا با توجّه به آنهاست و به عبارت ديگر عملى اختيارى است و يا غيراختيارى . اگر اختيارى باشد ، توجّه به چيزى كه هنوز وجود ندارد يا اقلًاّ مورد غفلت است امكان ندارد كه بهاختيار حاصل شود و توجّه به آن عين خطور آن در ذهن ، و تحصيل حاصل است . اگر هم بىتوجّه به آن و بدون اختيار حاصل شود ، پس بايد از خارج مؤثّر داشته باشد و آن جز عالم غيب و تقدير الهى نخواهد بود . آنچه عرض شد ، توضيح مفصّلى از نظر شارحان نهجالبلاغه بود كه ادّعا نمىكنم كافى و كامل است و اگر نتوانستهام بيان آن بزرگان را شرح دهم يا توضيحاتى كه دادهام خارج از روش استدلال آنها باشد ، به قصور خود معترفم و در پايان نيز اضافه مىنمايم كه نظر اين شارحان بزرگوار با لغت و مفردات كلام امام عليه السلام منطبق است و لذا جملات دوم و سوم را عطف تفسيرى شمردهاند . امّا نظرى كه اينجانب احتمال مىدهم و با لغت و مفردات كلام هم قابل تطبيق مىباشد ، اين است كه از اين بيانات امام عليه السلام سه راه براى